::كتابخانه::

معرفی کتاب داستان جاويد

امروز قصد دارم کتاب داستان جاوید اثر نویسنده معصر کشورمان اسماعیل فصیح را معرفی کنم .
معرفی کتاب
نام : داستان جاوید
ناشر : نشر نو
چاپ سوم 1369
329 صفحه
داستان جاوید حکایت جوانی زرتشتی است که از یزد به تهران می آید در زیر ستم جامعه استبدادی آن دوران کمر خم می کند . کتاب در دوران زوال سلطنت قاجار و ابتدای حکومت رضاخان تراژدی دردناک این پسر زرتشتی را بازگو می نماید . گویا این کتاب بر اساس سرگذشت واقعی فردی به همین نام نوشته شده است . فصیح در آلمان با جاوید آشنا می شود و حکایت و قصه رنج وی را می شنود و در بازگشت به ایران این داستان را به رشته تحریر در می آورد .
جاوید به همراه عموی پیرش که موبدی در یزد است به دنبال پدرش - که تاجر خشکبار است – و هفت ماه پیش برای معامله به یک شاهزاده قاجار به تهران آمده و هنوز بازنگشته راهی پایتخت می شود . عمو در راه فوت می کند . جاوید به تنهایی به خانه اربابی ملک آرا - شاهزاده قاجاری – می رود و از مرگ پدر با خبر می شود . همچنان در می یابد که مادر و خواهر وی که همراه پدر بوده اند در زیر زمین خانه اربابی زندانی اند . در خانه اربابی می ماند و غلامی می کند . ملک آرا قاتل پدر او مردی است در ظاهر مذهبی که هر پنج شنبه در خانه روضه برگزار می کند و شب جمعه را به مشروب خواری می گذراند . در دربار قاجار هم نفوذ بسیاری دارد . در این میان حوادث بسیاری اتفاق می افتد که ذکر همه آنها از حوصله مطلب خارج است . به او اتهام رابطه به دختر ارباب را می زنند و اخته اش می کنند . مادر و خواهرش را سر به نیست می کنند هزاران جرم ناکرده بر گردنش می اندازند ...
با دختری از خدمتکاران خانه ازدواج می کند . در این میان حکومت عوض می شود و ملک آرا تحت تعقیب قرار می گیرد و در آب انبار خانه پنهان می شود . سرانجام جاوید که از مخفیگاه او اطلاع می یابد آب را به روی او می گشاید و به این ترتیب انتقام پدر مادر خواهر کوچکش و در آخر خودش را از ملک آرا می گیرد .
سرانجام از کشور خارج می شود چرا که دیگر یارای ماندن در خاکی که عزیزانش در آن دفن شده اند را ندارد ...

زندگینامه نویسنده :
اسماعیل فصیح در تاریخ دوم اسفند ماه سال 1313 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد . پدرش در دوسالگی اسماعیل چشم از جهان فرو بست . وی در کنار 9 فرزند دیگر خانواده بزرگ شد .
زندگی فصیح با جنگ ها و انقلاب های متعدد ایران عجین بوده که در زندگی و کار های او نیز بی شک تاثیر عمده نهاده اند . وی شش سال ابتدایی را در دبستان عنصری همزمان با جنگ جهانی دوم به پایان رساند . تحصیلات متوسطه را نیز در دبیرستان رهنما گذراند و سر انجام با دیپلم طبیعی فارغ التحصیل شد .
در تابستان 1337 فصیح ایران را ترک کرد و از راه استانبول به ترکیه رفت . چندی بعد به ایالات متحده رفت و در دانشگاه مونتانا لیسانس شیمی گرفت . سپس به سانفرانسیسکو رفت و با دختری اروپایی ازدواج کرد . در همین زمان بود که موفق به اخذ لیسانس ادبیات شد . اما پس از یک سال همسرش درگذشت و فصیح اندوهناک به خاک ایران و به زادگاهش در تهران بازگشت .
در چند سال بعد فصیح در اهواز و تحت استخدام شرکت نفت به آموزش دانش آموزان هنرستان نفت همت گماشت . اولین رمان وی "شراب خام" در سال 1347 منتشر شد . فصیح به آمریکا بازگشت و تحصیلات خود را تا مقطع فوق لیسانس در رشته ادبیات ادامه داد . در سال 49 دل کور را منتشر کرد . در همین زمان رمان ماندگار داستان جاوید را منتشر ساخت . پس لز پیروزی انقلاب فصیح به کار نویسندگی و ترجمه متون و کتب انگلیسی ادامه داد و رمان های لاله بر افروخت , فرار فر و هر , کشته عشق و طشت خون و بازگشت به درخونگاه و چند اثر دیگر را از خود به جای گذاشت . وی هم اکنون در تهران سکونت دارد و گهگاهی کتاب جدیدی را ترجمه می کند ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در اين باره نظر دهيد
استفاده از مطلب با ذکر منبع بلا مانع است
موفق باشيد
+ کتاب دار ; ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸۱
comment نظرات ()

دو کلمه حرف سياسی

سلام . نمی خواهم از آغاجری دفاع کنم . نکته ای که ذهن مرا مغشوش کرده است قضيه سب النبی است . سب در عربی به معنای دشنام است و نبی هم به معنای پيامبر .اما نکته قابل توجه مجازات آن در فقه اسلامی است . حکم کسی که به پيامبر دشنام دهد مرگ است .
در حالت عادی انتظار می رود که احکام ساری و جاری در اسلام کنونی حداقل در زمان خود پيامبر يا حداکثر در زمان علی اجرا شده يا احکام از شيوه رفتار آن ها استنباط شده باشند . پس در اين مورد خاص نيست انتظار می رود اين حکم در زمان خود پيامبر نيز اجرا شده باشد . يعنی به طور کلی انتظار مي رود که اگر به حافظه تاريخ رجوع کنيم به چنين موردی بر بخوريم . در کمال تعجب می بينيم که تاريخ خلاف آن را ثابت می کند :
...روزی پيامبر به همراه چند تن از يارانشان از کوچه ای عبور می کردند و مردی را ديدند که پيامبر را به باد ناسزا گرفته و گاه نيز به سمت وی سنگ پرتاب می کند . یاران حضرت به سوی مرد رفتند تا وی را دستگیر کنند لکن پیامبر آنان از این کار باز داشت و بدون گفتن چیزی از آن جا عبور کرد . چندی بعد مرد ناسزا گو نادم شد و ....
بله دوستان از این داستان ساده نتیجه می گیریم که کسی را که به پیامبر دشنام می دهد باید کشت!!!!!!!!
متاسفانه این تفکر سفیهانه در بسیاری از مردم قشر عامه نیز وجود دارد . این نیز از طرز تفکر سنتی آنان نسبت به دین نشئت میگیرد . من در پی این نیستم که این کار را خوب جلوه دهم اما معتقدم کسی که به ساحت مقدس ائمه توهین میکند بایست در پیشگاه خداوند و پیامبر پاسخگو باشد و مجازات او بر عهده خود خداوند است و نه بنده ناشایسته وی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمت بالا نگرانی من از حکم سب النبی بود . اکنون اندکی نیز از استاد ارجمند هاشم آغاجری می پردازم .
حرف و حدیث ها در این مورد بسیار است اما کسانی که از محتوای سخنرانی دکتر آغاجری آگاهی داشته باشند بسیار کم . من بهترین دفاع از وی را ذکر قسمتی از سخنرانی وی در مورد پیامبران می دانم . دیگر قضاوت با شماست که بگویید در آن سب النبی هست یا خیر...
*****
شریعتی می خواست بگوید : امامان پيامبران اين ها را نبايد به عنوان مو جودات فرا انسان نگاه کنيم . يک موجودات غير بشری غير انسانی که اصلا همه چيز آنها با ما فرق بکند . اصلا قبل از خلقت همه اين ها خلق شده اند . آب و گل اینها یک آب و گل دیگر است . خونشان یک رنگ دیگر است تفکرشان یک چیز دیگر است . ناف بریده متولد می شوند . وقتی متولد می شوند از شکم مادر که بیرون می آیند با دست می آيند زمين و پاهايشان روی هوا است . در همان حال اذان می گويند وقتی که راه می روند اصلا سايه ندارند . دو چشم جلوی سر دارند و چهار چشم پشت سرشان . اول امام را می کردند يک موجود دست نيافتنی که الينه او ديگر يک الگو نبود . او امام معصوم بود که اصلا وضعيتش با ما فرق ميکرد . آنها اصلا يک اکسيری داشتند ...
ما به عقل علم زمان و تجربه بايد توجه کنيم فهم و درک اين عناصر مبارزه با آن تفکيک سنتی تفکيک دين و دنيا ُ دين و زندگی بشری طرح امانيزم اسلامی که بنظر می رسد طرح بسيار مهمی است . طرح اسلام بعنوان يک انديشه مترقی تر از ايدئولوژی های ديگر و طرح امانيزم اين دو اصل بسيار مهم است . دکتر شريعتی سعی ميکرد در اين پروژه ؛ پروتستانيزم اسلامی؛ آن تصوير از دين را که بشر تقليد می کرد اصالت های انسانی را تقليد می کرد مبارزه کند ...
اسلامی که ما امروز با آن مواجه هستيم يک اسلا بنيادگرا است نه سنت گرا ُ پروتستانيزم اسلامی که اسلام عقلی عملی و انسانی است يک اسلام متفکرانه و روشن فکرانه است . يک اسلام نو گراست . ما امروز ديگر بر خلاف آن روز که شريعتی و نو گرايان دينی و مصلحان اجتماعی از روحانی و غير روحانی از عالم دينی يا عالم دانشگاهی همه تلاش می کردند که به آن روحانيت سنت گرايی عوامزده عاميانه بگويند که نه! اسلام با زندگی ارتباط دارد . دين در مورد جامعه و سياست بی تفاوت نيست . . .
*****
گزيده ای بود از سخنرانی دکتر هاشم آغاجری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای دستيابی به متن کامل سخنرانی به من با ای ميل اطلاع دهيد .
استفاده از نوشته فوق با ذکر منبع بلا مانع است .
در اين باره نظر دهيد .
بگوييد آيا وبلاگ در راه درستی گام برداشته است؟
مويد و پيروز باشيد
+ کتاب دار ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۱
comment نظرات ()

معرفی کتاب پاسخ به تاريخ

سلام دوستان . اول از نظرات همه تشکر مي کنم . دوم اينکه به اين نتيجه رسيدم که هميشه نبايد کتاب داستاني معرفي کرد . به همين دليل اين دفعه به سراغ يک کتاب سياسي رفتم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شناسنامه کتاب
نام کتاب : پاسخ به تاريخ
نويسنده : محمد رضا پهلوي
ناشر : نشر البرز ۱۳۸۰
۴۹۶ صفحه - بها : ۲۴۰۰ تومان
شرح : اين کتاب خاطرات محمد رضا پهلوي شاه ايران است . موضوع کتاب تقريبا نوعي دفتر خاطرات حکومتي است که شاه در آن علت بسياري از کارهايي را که در دوره سلطنتش انجام داده ذکر کرده است . گاه به نعت حکومت و شاهنشاهي پرداخته . گاه از دشمنان گله کرده . زماني به شرح برنامه هايش اهتمام ورزيده . فرازي بر آينده ايران داشته و از آرزو هايش سخن گفته است . در مجموع اين کتاب از نظر ادبي و سياسي بسيار غني است .
اما نکته قابل توجه در اين کتاب توضيحات شخصي به نام شهريار ماکان است . اين توضيحات گرچه بصورت زير نويس( در زير صفحه ) آمده لکن در مجموع بيش از متن اصلي کتاب است .
اين توضيحات تماما نظر شخصي اين فرد است و بندرت نکته حايز اهميتي در متون وي به چشم ميخورد . بجاي شرح کتاب به انتقاد شخصي از شاه پرداخته و هر کجا مجالي ديده دوران پيش از انقلاب را يک طرفه محاکمه کرده است . مثلا در همان ابتداي کتاب شاه مي گويد : يک سال پيش آخرين کتابم انتشار يافت . مصلح ياد شده در پاورقي راجع به اين کتاب توضيح مي دهد : اين کتاب ( بسوي تمدن بزرگ ) پر از لاف و گزاف است . متن آن خسته کننده و طولاني است!
خود شما قضاوت کنيد . آيا اين خيانت ادبي نيست؟ اسم کتاب را هم گذاشته پاسخ به تاريخ در حالي که محتواي آن دعواي نويسنده با شاه سر اين کتاب است !
البته شما براحتي مي توانيد زير نويس ها را نخوانيد . در اين صورت است که از کتاب لذت خواهيد برد . اميدوارم از خواندن آن لذت ببريد
گوشه اي از متن کتاب ...
من هرگز فرهنگ را مختص گروهي خاص و معدود نمي دانستم و گسترش و اعتلاي فرهنگ ايران را از مباني اصلي سياست ملي و مملکتي تلقي مي کردم که مخصوصا شهبانو توجه و دقت بسيار معطوف به آن کرد .
نخستين کوشش ما حفظ و صيانت هنر هاي سنتي و باستاني ايران و تجديد حيات آنها بود . همچنين توجه بليغ به شکوفايي فرهنگ و هنر اصيل و نوين ايران معطوف شد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درباره اين کتاب و شرح آن نظر دهيد
اگر سوالي داريد بپرسيد
موفق باشيد
+ کتاب دار ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ آبان ،۱۳۸۱
comment نظرات ()

سلام

مدتی بود که پرشين بلاگ از کار افتاده بود ... حالا هم مدتی است که من احساس خستگی می کنم . نمی دونم بايد شرح کدوم کتاب رو بنويسم . از شما خواستم که بگيد اما خبری نشد . البته هنوز هم منتظرم . حتما خبر دارين که عباس عبدی هم دستگير شد . ..
بزن باران خدا بازيچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند ...
امروز نمی خواهم کتابی معرفی کنم بلکه می خواهم یه کم را جع به سنت و مدرنیته بنویسم .
بای بسم الله
امروز جهان در دوره ای بسر می برد که از هر لحاظ با گذشته آن فاصله گرفته است . در این بین هر حکومتی وظیفه دارد که با طرفداری یا مخالفت با این جریان(حرکت به سوی مدرن گرایی ) جهت گیری خویش را آشکار سازد. در دوران پیش از انقلاب شاه حرکت به سوی مدرنیسم را برگزید . انتخابی بسیار درست . چون با تدبیر سیاسی می دانست که در صورت مخالفت با این جریان در آن غرق خواهد شد . اما شیوه اجرایی آن نا صحیح بود . انقلاب شاه و ملت ! ایراد آن این بود که شاه می خواست مردم کلاسیک ایران را یک شبه پست مدرن کند ! شما هم که ایرانی جماعت را بهتر از من می شناسید بر روی هر چیزی پا فشاری کنید به عکس آن عمل می کند ؛ که این هم بر می گردد به حماقت نوع بشر؛ نمونه آن را در کشف حجاب داریم شاه چادر از سر کشید و زن ها چاقچور را محکمتر بستند!
بله همین موضوع باعث شد که انقلاب شاه و ملت به نتیجه نرسد و خیل مردم ایران آن را پس بزند . همین عامل باعث شکل گیری جریان انقلاب اسلامی شد. چون مردم ایران که از مدرن گرایی بیزار شده بودند به سوی آرمان های سنتی و کلاسیک خود به رهبری آیت الله خمینی بازگشتند . پس از انقلاب ججمهوری اسلامی که بر پایه سنت گرایی خلق شده بود بر ارزش های سنتی تاکید کرد . گرچه از حق نباید گذشت که پس از مدتی به این نتیجه رسید که باید جهت کارش را عوض کند . اما دیگر دیر شده بود . مردم ایران به تبع همان خصلت دیرینه این بار به سوی مدرنیسم گرایش پیدا کرده بودند و نسل جدید تنها به ارزش های نوین احترام می گذاشت . پس جوانان مدرن به نوعی در برابر حاکمیت سنتی قرار گرفتند . اما مذهب در کدام طرف قرار داشت؟ سنت یا مدرنیته؟ روحانیون به عنوان ابزار اصلی تبلیغ دین عموما چهره ای خشک و سنتی از دین ارایه کردند . این مطلب باعث شد که دین هم به اشتباه در جبهه مخالف قرار بگیرد و علت اصلی فرار جوانان از دین هم همین موضوع است .
اما آیا کسی بر این نکته واقف است که جریان جهانی مدرنیته همه سنت ها را در خود ذوب خواهد کرد؟ در این میان دین نیز قربانی این بلوای سیاه خواهد شد و اگر جریان کنونی ادامه یابد به جرات می توان گفت که ۱۰۰ سال دیگر واقعیتی به نام دین وجود نخواهد داشت .
پس نوبت ماست تا با ارایه چهره ای نوین از دین اسلام ارایه دهیم و از غرق شدن آن جلوگیری کنیم . به خدا دین اسلام آنی نیست که امروز شما می بینید .
دست حق یارتان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلا مانع است .
* هر کس این نوشته را خواند خواهشمندم در باره آن نظر دهد .
* شما بگویید که من چه کتابی را معرفی کنم؟
+ کتاب دار ; ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸۱
comment نظرات ()