::كتابخانه::

آخر عاقبت ادبيات وبلاگی !

با سلام . از غيبت چند روزه خويش از دوستان خصوصا کرم کتاب عذر خواهی مي کنم . به زودی کتاب های جديدی را معرفی خواهم کرد . اما امروز می خواهم اندکی راجع به ادبيات آينده بنويسم ...

ما در جامعه ای زندگی می کنیم , که به وضوح آثار حرکت به سوی ماشینیسم در آن دیده می شود . این حقیقت نه فقط جنبه اقتصادی سیاسی بلکه جنبه های فرهنگی را نیز در بر می گیرد . گر چه فرهنگ در برابر این پدیده مقاومت بیشتری کرده است . با وجود این حضور جو ماشینی در سراسر گستره فرهنگ ملموس است . از پدیده های آشکار این واقعیت اتوماسیون در تفکر افراد است . بدین معنی که در طول زمان و تحت تاثیر این پدیده خواست ها و نیاز های فرهنگی انسان ها تغییر می کنند . مثلا بشری که تا 200 سال پیش شعر را به وزن و قافیه می شناخت اکنون از شعر نو لذت می برد . روشن است که ایدیولوژی فرهنگی بشر در طول سال ها دستخوش تغییر شده است .
اکنون به مورد ملموس تری اشاره می کنم . امروزه تمایل به داستان های کوتاه و روتین ( روزمره و مطابق شرایط زمانی ) بسیار بیشتر از گذشته شده اشت . چند قرن پیش مردم شاهنامه فردوسی , کمدی الهی دانته , ادیسه هومر و ... می خواندند ( البته هنوز هم می خوانند ! ) . اما امروز دیگر کمتر به سراغ رمان های بلند رفته و داستان های کوچک را ترجیح می دهند . در قرن حاضر بشر ماشینی به داستان به عنوان یک کالای مورد نیاز روزانه نگاه می کند و مانند غذا خود را ملزم به خواندن داستان های یک خطی می بیند . به واقع علت چیست ؟
با وجود اینکه از تولد پدیده وبلاگ دیر زمانی نمیگذرد اما در میان مردم خصوصا ایرانیان با استقبال بی همتایی مواجه شده است . هر کس سعی می کند در وبلاگ خاص خود مطالبی را چه در قالب داستان یا مقاله , شعر , نقد و ... به صورت روزمره قرار دهد . در این میان اگر کسی استعداد نویسندگی داشته باشد می کوشد نهایت استعداد خود را در همین چند سطر خلاصه کند . این موضوع سه اثر سوء بر ادبیات دارد .
1.باعث می شود به تدریج کتاب های ارزشمند ادبی به وبلاگ های مجازی تبدیل و آثار ماندگار به مقاله های وبلاگی کوتاه تبدیل شود . در نتیجه انتظار می رود در 100 سال آینده دیگر چیزی به عنوان رمان بلند ادبی به معنای کنونی وجود نداشته باشد . و این یعنی مرگ ادبیات .
2.خوانندگان این مطالب که تقریبا عموم مردم را تشکیل می دهند به تدریج ذائقه ادبیشان تغییر کند و همین مطالب وبلاگی را پبسندند . در نتیجه دیگر به سراغ کتاب های داستانی و غیر داستانی گذشتگان نرفته و از غنای ادبی آن محروم می مانند .
3.زبان وبلاگ ها گاه محاوره است . در حالی یکی از ویژگی های نوشته ادبی غیر محاوره ای بودن آن است . به این ترتیب دیر زمانی سپری نخواهد شد که زبان کتاب ها و زبان ادبی با زبان محاوره مخلوط شود . در نتیجه در آینده دیگر لازم نیست در نوشته های ادبی به دنبال آرایه و زیبایی باشید .
شاید شما خواننده عزیز بر این عقیده باشید که چون بشر تغییر کرده ادبیات وی نیز به همراه آن تغییر می کند . در این موضوع شکی نیست . چون در غیر این صورت نثر کتب امروز باید مانند هزار سال پیش می بود . اما تغییر زمانی مناسب است که در جهت بهبود و غنای ادبیات قرار گیرد نه در جهت افول و سقوط آن .
با این حال این مطلب نظر شخصی من است و قصد تحمیل آن را به کسی ندارم . از نظر بنده حقیر وبلاگ باید تنها دفتر مشقی باشد برای نویسندگان آینده که درآن تمرین کنند و از طریق مشورت با دیگران بر عیوب شیوه نگارش خود چیره شوند ...
در هر حال امید است که آن چه مرا می ترساند هرگز پیش نیاید و ادبیات انسانی همواره بسوی ترقی و پیشرفت گام بردارد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در اين باره نظر دهيد .
استفاده از اين مطلب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است !
لطفا هر چه سريعتر به عضويت سايت پرشين تاک در آييد و ما را در پروژه نقد کتاب های داستانی ياری کنيد .
دست حق يارتان
+ کتاب دار ; ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ آذر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()