::كتابخانه::

بازگشت

سلام . خوش حالم از اينکه می بينم هنوز آب از آب تکون نخورده !
ولادت اما رضا رو به همه تبريک می گم . الان دارم نقد يه کتابو می نويسم ولی کامل نشده : نامه های عاشقانه يک پيامبر . اما برای خالی نبودن عريضه يکی از نامه های اين پيامبر عاشق رو می نويسم تا بعد :
از خودم می پرسم مادر عيسی از کرامت پسرش چه اندازه آگاه بود ؟ می بايست آگاه می بود که پسرش سرچشمه مشکلات ليک انسانی نيک بوده است . پس از مرگ عيسی و شايد به علت هواداری دوستان و حواريانش مريم می بايست آن چه را که در دوران حياتش بود بيشتر درک کرده باشد .
يک روز خواهد آمد که بتوانيم مسيح را همچون يک شعله درک کنيم . شعله ای که در آن همه چيز در شور زندگی می گدازد . شايد سقراط رابطه ذهنی عالی ای با شاگردانش داشت اما عيسی می گذاشت تا شاگردانش او را احساس کنند . ببين با آنها چه کرد يوحنا به شاعری تراز اول تبديل شد . پولس جهان را پيمود .
ميکل آنجلو فقط اندکی بهتر از نقاشانی بود که پس از او آمدند . اما اکنون به خوبی راهی را که او پيمود می شناسند .
مسيح انديشه انسان را دگرگون ساخت و انسان ها از طريق او راهی نوين کشف کردند .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظر دهيد .
+ کتاب دار ; ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸۱
comment نظرات ()