::كتابخانه::

درد بودن...

سلام . احساس می کنم حرفای زيادی برای گفتن دارم . اما نه فقط راجع به کتاب . راجع به موسيقی سياست مذهب فلسفه و ...
خدا کنه اين دفعه موفق بشم .
۲۹ خرداد نزديک می شود و بار ديگر آه از نهادمان بر می خيزد که چه بزرگی را ازدست داده ايم . شريعتی يک فرشته نجات بود برای اين کشور و برای همه جهان . اين چند روزی که تا ۲۹ خرداد باقی مونده سعی می کنم به موضوع دکتر شريعتی بپردازم . فعلا چون زياد وقت ندارم حرفمو با چند خط از او به پايان می برم :
...بهترين فرشته ها همين شيطان بود . مرد و مردانه ايستاد و گفت : نه سجده نمی کنم . تو را سجده می کنم اما اين آدمک های کثيفي را که از گل متعفن ساخته ای اين موجود ضعيف و نکبتی را که برای شکم چرانيش خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبت و همه چيز و همه کس را فراموش می کند برای يک شکم انگور يا خرما يا گندم گوسفندوار پوزه اش را به زمين فرو می برد و چشمش را بر آسمان و بر تو می بندد سجده نمی کنم . اين چرند بد چشم شکم چران پول دوست کاسبکار پست را سجده کنم ؟
هبوط/صفحه ۳ /انتشارات صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران ( سروش ) / ۱۳۵۹
+ کتاب دار ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٢
comment نظرات ()